تبلیغات
★۩قصــــــر ســــــرگرمی۩★ ★۩قصــــــر ســــــرگرمی۩★ - انشای یه آدم خنگول!!!"خنده دار"
 

انشای یه آدم خنگول!!!"خنده دار"

کاری از نویسنده زحمت کش: mohammad Reza موضوعات: مطالب جالب،  سرگرمی،  اطلاعات عمومی،  خنده بازار، 

 

انشای یه دانش آموز خنگول است اگه دوست داری بخون.

موضوع انشاء: تابستان چه کار کردید؟

به نام خدا

من تابستان را دوست می دارم و تابستان خیلی خوبه.

من در تابستان گذشته خیلی  بازی می کنم.هیچ کلاسی نرفتم چون بابام خیلی خسیسه و می گه:هر کلاسی که رفتی با تیپ پا انداختنت بیرون برای چی پولمو حروم کنم؟

تابستون حسن که پسرخالمه مرد و من خیلی خوشحال گردیدم.آخه ناهار دادن و خیلی از دوستامو دیدم.

تازه فوتبال هم بازی کردیم فقط نمی دونم  پسرخالم چرا نبود؟از هرکی هم می پرسیدم بهم می خندید و می گفت:تو دیگه کی هستی؟

در کل من تابستان را دوست می دارم و تابستان خیلی خوبه.

تازه ما شمال هم رفتیم.شهر شمال خیلی قشنگه و همه به این شهر می رن.

این بهترین مسافرتی است که پدرم ما را آورده است چون قبل از این هیچ وقت ما نرفته بودیم سفر. در راه شمال به ما خیلی خوش گذشت و ما در راه خیلی چپ کردیم.بابام می گوید که من می پیچیدم ولی نمی دونم چرا جاده نمی پیچد.تازه یه بار هم

نزدیک بود بیفتیم تو دره.خواهرم دستشو می اورد بیرون و یه بار یه ماشین خورد به دستش و دستش کنده گردید و ما خندیدیم ولی نمی دانم او چرا گریه  کرد.

تازه تو دریا چندبار هم دستشویی کردم و به هیشکی هیچی نگفتم. من می خواستم برم غرق شم چون عموم یه بار غرق شد

و بعد از اون هر وقت  از بابام می پرسم عمو کجاست می گه پیش  خدا منم دوست دارم برم فقط نمی دونم چرا عمو بر نگشت.

کلا من تابستان را دوست می دارم و تابستان خیلی خوبه.

تازه ممد آقا شوهرعمم از مکه اومده شد و ما هم رفتیم حاجی خوری. برای اینکه غذاهای مانده حرام نشود ننم یک قابلمه از میزبانان گرفت و آنرا چند بار از برنج پر کرد، آخر هر وقت قابلمه پر می شد مادرم با فشار دست جای خالی برای برنج باز می کرد.آخر سرا هم با پا این کارو می کرد خواهرم هم هر چی خورشت و سالاد و دسر و ژله و نوشابه بود در یک کیسه ریختتازه به ننه که می گفتم کار خوبی نیست به من می گه حرف نزن پدر سوخته فقط نمی دونم بابا چرا ناراحت می شد.ننه که به من فهش می ده.. اما موقع رسیدن به خانه خودمان متوجه شدیم که کیسه سولاخ بوده و نوشابه ها و تعدادی از برگهای کاهو از کیسه خارج شده و حیف گشته اند.

به طور کلی من تابستان را دوست می دارم و تابستان خیلی خوبه.

پایان

 

برچسب ها: انشا، آدم خنگول،  

() نظر بده......